بوی ماه مهر
دیگه کم کم بوی پاییز داره میاد..من خیلی پاییز و دوست دارم.. مخصوصا ابان ماه و به خاطر رنگهای قشنگش..
از وقتی یادم میاد اول مهر برام روز شیرینی بوده تا وقتی خودم محصل بودم دلم واسه حال و هوای مدرسه تنگ میشد و با شور و شوق از نیمه شهریور کتابهام و جلد می کردم و لباسهایم و آماده میذاشتم تا روز اول مرتب و اتو کشیده برم مدرسه...بعدها که امیررضا محصل شد شور و شوقم و با آماده کردن وسایل مدرسه امیررضا و لباس فرمش و جلد کردن کتاب و دفترش به اونم منتقل می کردم..با اینکه کارمندم همیشه روز اول مهر و مرخصی می گرفتم تا جشن بگیریم..خانوادگی صبحانه بخوریم و امیررضا رو از زیر قرآن رد کنم، نهار دلخواه امیررضا رو درست کنم و وقتی از مدرسه میاد خودم درب و واسش باز کنم..چای آماده باشه... از اینکه مهر می اومد و زندگی نظم پیدا می کرد خوشحال میشدم از اینکه شبها بلندتر میشد و بیشتر کنار هم بودیم..
حالا امسال قراره مدارس از ۱۵ شهریور بازگشایی بشه..من به جای اینکه خوشحال باشم نگرانم که چطور امیررضا رو بذارم تو کلاس حضور داشته باشه..رفت و آمد چطور باشه..اگه خدای ناکرده بیمار بشه چه کنم...اگه ناقل بشه و به بقیه منتقل کنه چه کنم...
امسال می خواستم امیدرضا رو مهد ثبت نام کنم...امیداوار بودم با مهد رفتن نظم خواب و بیداری امیدم درست بشه و دوباره بعد از ۴ سال زندگی یک سروسامان بگیره ...
همیشه دلم می خواسته تو پاییز یکمسافرت به شمال داشته باشم تا بتونم حظ درختهای پاییزی رو ببرم...و هر سال موکول کردم به سال بعد ...امسال که کلا مسافرت باید فراموش بشه...خدا کنه فرصت بشه و بتونم پاییز شمال و ببینم..
- ۹۹/۰۶/۱۳
- ۶۶ نمایش
از دیدگاه من تو تجربه جذابی داری، داشتن شوق و ذوقی مشترک برای خودت و پسرت که مطرح کردنش و صحبت کردن درخصوص این تجربه جذاب - از دیدگاه من - میتونه برای من درس بزرگی باشه ... با جواب دادن ینصر نمای ما را
سوال1 (؟) شوق و ذوق برای خودت دلپذیرتر بود یا برای امیررضا؟ دلیلش؟
سوال2 (؟) امیررضا هم شوق و ذوق تو را داره؟ اگه داره به مرور زمان توی چند سالی که محصل بوده این شوق و ذوق کمتر شده یا بیشتر؟